۲۴٫۱۰٫۱۳۸۹

آمدن زیبا ترین کار تو بود

نوشته شده در بلاگ, دسته‌بندی نشده, شعر

ناز بود آنچه فراوان که به بازار تو بود

دل من مست خرابی که خریدار تو بود

نه بهایی به کف آن دم که خرد ناز تو را

سر فدای دل مستم که گرفتار تو بود

چه شبانی که سحر گشت و مرا خواب نبرد

دیده ای بود که  شب ها همه بیدار تو بود

چند لبهای من از بوسه به لبهایت سوخت

چه خیالی به سر از ، لحظه دیدار تو بود

جامه زهد به تن کردم و دعوی به دعا

قدر ها طی شد و مقدور نه مقدار تو بود

رفته ای دیریست از پیشم ولی

نازنینا ، آمدن ، زیبا ترین کار تو بود

کمی درباه من

درباره

آخرین نوشته‌های وبلاگ