۹٫۰۸٫۱۳۸۹

پایدانی که هرگز از حرکت نخواهد ایستاد

نوشته شده در بلاگ | TAGS : , , ,

  • از سمت ذوالفقاری اومدن .
    نفس نفس زنان .
    خسته و وحشت زده .

    شب بود و او تنها ساکن آن گوشه از شهر .

    جایی که خانه هایش ویران شده بودند و او مانده بود و گورستان ماشین هایش .

    آن زمان که دشمن قصد کرده بود تنها راه باقیمانده به آبادان را هم به چنگ بیاورد و شهر را در محاصره کامل ببرد ، فکر همه چیز را کرده بود بجز مرد آبادانی را .

    او که ۹ کیلومتر راه را تا سپاه آبادان رکاب زد تا دشمن به جاده خسروآباد که در ۴ کیلومتریش قرار داشت دست پیدا نکند .

    آن زمان که مدافعین شهر انتظار ورود دشمن از سوی دیگر شهر را داشتند دریا قلی تنها امید شهر بود .

    مردی که افسانه ماراتن را به روی صحنه برد تا ما باور داشته باشیم که گاهی اتفاقاتی می افتد که نمی شود باور کرد .

    دریاقلی بعد از ۹ کیلومتر رکاب زدن در میان خمپاره و ترکش و آتش و دود و فکر از دست رفتن شهری که همه چیز او بود ، خود را به سپاه آبادان رساند و جمله ی تاریخی اش را فریاد زد :

    از سمت ذوالفقاری اومدن

    دریاقلی سورانی در اثر اثابت ترکش خمپاره به شهادت رسید تا نشان دهد که چگونه می توان ایستاده تر از نخل بود .

    One Response to “پایدانی که هرگز از حرکت نخواهد ایستاد”

    1. قلندر می‌گه:

      از اون دلیل و شوق برای امروزمان چه مانده؟
      یا حق

    کمی درباه من

    درباره

    آخرین نوشته‌های وبلاگ