۲۷٫۰۷٫۱۳۸۹

بی سر و پا

نوشته شده در بلاگ, شعر

عجبا دل که به تردید بدهکار تو بود

تلخی کام من از لعل شکربار تو بود

پای در راه برفت و سرم از سودایت

بی سر و پایی من در پی دیدار تو بود

کمی درباه من

درباره

آخرین نوشته‌های وبلاگ